عشق جاودانه است شاید شکل آن تغییر کند اما جوهر یکی است تفاوت بین عاشق و غیر عاشق همان تفاوت بین چراغ روشن است و خاموش چراغ آنجاست و به کار می آیداما اکنون نور نیز می افشاند
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود. عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند. عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود. عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است. عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد. عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است. عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود. عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه. عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد. عشق......... عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.
| 11:45 AM دوشنبه، 9 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| نظرات 1
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
| 11:43 AM دوشنبه، 9 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
تو از عبور جاده ها مرا بهانه كن فقط به رنگ عاشقانه
مرا بهانه كن فقط من از عبور جاده ها نشاني تو خوانده ام
تو بيا و با دلت مرانشانه كن فقط...
| 3:38 PM چهارشنبه، 2 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| نظرات 4
(دلم خیلی گرفته همین)
مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.
هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام
گرفت بدانید آنجا قبر من است.
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.
چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.
موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.
بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.
تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید....
| 3:33 PM چهارشنبه، 2 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
اگه دیدی 100 نفر دوست دارن بدون یکیش منم
اگه 10 نفر دوست دارن یکیش منم
اگه 1 نفر دوست داره اون 1 نفر منم
اگه دیدی هیشکی دوست نداره بدون من مردم!!!
| 9:03 PM دوشنبه، 30 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
زندگی اجبار است مرگ یک بار عشق یکبار است جدای دشوار فکر تو تکرار است اگر رفتم تو یادم کن اگر مردم تو خاکم کن اگر ماندم حلالم کن
| 3:05 PM چهارشنبه، 25 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| نظرات 1
| 2:59 PM چهارشنبه، 25 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
| 4:35 PM پنجشنبه، 29 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| نظرات 2
گاهي وقتها يه بغض هايي ته سينت هست
كه يعدفعه سر كسي كه مي دوني بي گناه خالي مي كني
!!!
ومي دوني همش تقصير اون غريبه هاي نامهربونه
!!!
وقتي بغضشو مي بيني
ناراحتيشو مي بيني
تو اوج نگاهش گريه هاش مي بيني
اون وقت مي فهمي باز دوباره
!!!
اشتباه كردي
!!!
نمي دوني چيكار كني ميخواي از دلش دربياري اما نمي دوني چطوري
!!!
با اينكه مي گه اشكالي نداره
!!!
اما خودت مي دوني هنوز نبخشيده تو رو
!!!
مي موني چيكار كني
فقط فقط مي توني بگي
من را ببخش بخاطر اين همه
زخم زبان هايم
!!!
ببخش
!!!
و اينو مي خواي بهش بگي
!!!
كه ديگه قسم به هر چه قسم كه تو را ديگر مهمان
زخم زبان هايم نمي كنم !!!!
| 4:27 PM پنجشنبه، 29 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
چشم به غروب دلگير چشمانت
و من بازدوباره چشم به راه به طلوع دوباره چشمانت
نشسته ام
.
باز نشسته ام با سكوت هميشگي و نگاهي پراز شرارت غم
با بغضي هميشگي
با چشماني پر از طلوع و غروب غم ها
نشسته تكيه زده به روي همان نيمكت هميشگي
!!!
چشم به راه جاده ها طلوع خورشيد
كه باز دوباره تو مثل هميشه
آرام آرام متين محجوب بيايي
به كنار آن نيمكت هميشگي
و من را از اين سكوت دلگير كوچه ها آزادم كني
.
نشسته ام
!!!
اما من منتظر طلوع نگاه نقره اي چشمانت
چشم به راه خورشيد چشمانت نشسته ام
تا دوباره خورشيد چشمانت طلوع كند
و غمان غروب كنند،
و تو در گرمترين لحظه حضور
تنهايهايم را به آتش بكشي
.
پس من هنوزهم منتظرم
با اينكه مي دانم تو هيچ وقت نخواهي آمد
ولي من مي نشينم چشم به راه سكوت تا شايد فرياد خبري از تو بياورد
.....
| 4:27 PM پنجشنبه، 29 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
کاش ديوارمان تنها نبود
يا کنار پنجره جامان نبود
کاش همچون تک درختی در کوير
آرزومان لحظهای باران نبود
مثل يک چشمه درون شورهزار
قطرههامان مرگ بیدريا نبود
کاش ديدارمان را هر نفس
التهاب لحظه رفتن نبود
کاش میشد خورشيد را بازی گرفت
روز تا شب بود و شب را هم نبود
کاش ميشد در تمام عمر خود
لاجرم يک لحظه هم تنها نبود
| 9:12 AM سه شنبه، 20 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
روزگـار غـريـبـيـسـت نـازنـيـن
عـشـق را
در پـسـتـوي خـانـه نـهـان بـايـد كــرد
روزگـار غـريـبـيـسـت نـازنـيـن
شـوق را
در پـسـتـوي خـانـه نـهـان بـايـد كــرد
روزگـار غـريـبـيـسـت نـازنـيـن
ابـلـيـس پـسـت بـه كمـيـن نـشـسـتـه اسـت
خـداي را
در پـسـتـوي خـانـه نـهـان بـايـد كــرد
| 9:11 AM سه شنبه، 20 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
عشـق يعنـی دو پـرنـده يـک پرواز عشـق يعنـی دو قنـاری يــک آواز
عشـق يعنـی تـو و يک دنيا حرف عشـق يعنـی تـو و يـک عالم راز
عشق يعنی دو غزل يک تنهايی مـــثـــنــويــهـــای پـر از راز و نـياز
عشـق يعنـی دو گله يک برخورد عــالـمــی حــرف و دلـی در ايجاز
:: عشق من عاشقم باش ::
| 9:06 AM سه شنبه، 20 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
وقتي جاي خنده غم
ميشينه روي لبام
تشنه نوازش ام
خسته از خستگي هام
وقتي که دستهاي من
گرميه دستي مي خواد
وقتي که لحظه خوشي
به سراغ نمياد
تو مي توني غمهامو خواب کني
گونه هاي خيس ام رو پاک کني
آخه تو مي توني دل ام رو شاد کني
منو از درد و غم آزاد کني
ماه هميشه صادقه
تو هميشه صادقي
تويي که مسببه
لذت دقايقي
به تنه مرده من
تو ميتوني جون بديي
به رگهاي خشکه من
قطره قطره خون بديي
تو مي توني غمهامو خواب کني
گونه هاي خيس ام رو پاک کني
آخه تو مي توني دل هامو شاد کني
منو از درد و غم آزاد کني
وقتي گريه ام مي توني
منو خندون ام کني
ميتوني با خوبي هات
منو مديون ام کني
تو ميتوني هستيمو
بسپوري به دست باد
ميدوني دوست دارم تو رو خيلي زياد
تو مي توني غمهامو خواب کني
گونه هاي خيس ام رو پاک کني
آخه تو مي توني دل هامو شاد کني
| 9:05 AM سه شنبه، 20 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)
دل شکسته
شيشه اي مي شكند ...من مي پرسم ..چرا شيشه شكست ؟
مي گويند ..شايد اين رفع بلاست
يك نفر زمزمه كرد ..باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد
شيشه پنجره را زود شكست
كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه خرد شد و شكست
عابري خنده كنان مي آمد
تكه اي از آن را بر مي داشت تا مرهمي بر دل تنگم مي شد
اما امشب ديدم
هيچ كس ..هيچ نگفت
غصه ام را نشنيد
از خودم مي پرسم
آيا ارزش قلبم از شيشه پنجره هم كمتر بود ؟
دل من سخت شكست اما هيچ كس هيچ نگفت
و نپرسيد چـــــــــــرا؟؟؟؟؟
| 4:27 AM دوشنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش | نویسنده: فعیل زاده رشید|
لینک ثابت |موضوع: General
| (نظر بدهید.)